
در یکی از ملاقات های عمومی آقا، جمعیت فشردهای توی حسینیه نِشسته بودن و به صحبتای ایشون گوش میدادن. من جلوی جمعیت، بین آقا و صف اوّل وایساده بودم. در یکی از ملاقات های عمومی آقا، جمعیت فشردهای توی حسینیه نِشسته بودن و به صحبتای ایشون گوش میدادن. من جلوی جمعیت، بین آقا و صف اوّل وایساده بودم. اون روز، بین سخنرانی حضرت آقا، بارها نگاهم به پیرمرد لاغراندامی افتاد که شبکلاه سبزی به سر داشت و شال سبزی هم به کمرش. تا سخنرانی آقا تموم شد، بلند شد و خیز برداشت طرف من و بلند گفت: «میخوام دست آقا رو ببوسم» امان نداد و خواست به سمت آقا برود که...
ادامه مطلب
ناگفته هایی از زندگی شیخ مرتضی زاهد و آیت الله حق شناس استاد جاودان گفت: آیتالله حق شناس بعد از نماز صبح میگفتند چه کنیم خدا از ما راضی باشد،دوباره بعد نماز ظهر میفرمودند چه کنیم خدا از ما راضی باشد؛ بعد نماز مغرب و عشا همین حرف را بیان میداشتند. ویژه نامه ضیافت مشرق - استاد محمدعلی جاودان در برنامه ضیافت به بیان بخشهایی از زندگی و سجایای اخلاقی جدش، مرحوم شیخ مرتضی زاهد و استاد بزرگوارش آیتالله حق شناس پرداخت، متن سخنان ایشان به شرح زیر است: من آقا نیستم و آقا فقط یک نفر است در گذشته تهران 4 محله داشت که یکی از این 4 محله، محله چاله میدان...
ادامه مطلب